محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6769
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شكمش را شكافتند . و وى را به همان حال بياوردند ، وصيف با اسيران حج گزار كه به دست قرمطى زنده مانده بودند بازگشت . در همين سال ، ابن كيغلغ از طرسوس به غزا رفت و چهار هزار اسير از دشمن گرفت با اسبان و گوسفندان بسيار و مقدارى كالا . يكى از بطريقان با امان به نزد وى آمد و اسلام آورد . رفتن وى از طرسوس براى اين غزا در آغاز محرم همين سال بود . در اين سال اندرونقس بطريق ، به سلطان نوشت و امان خواست . وى از جانب فرمانرواى روم به كار نبرد مردم مرزها بود ، به دو امان داده شد كه برون شد و نزديك دويست كس از مسلمانان را كه در قلعهء وى اسير بوده بودند برون آورد . و چنان بود كه فرمانرواى روم كس فرستاده بود كه وى را بگيرد و او به مسلمانانى كه در قلعهء وى بودند سلاح داد و يكى از پسران خويش را با آنها بيرون فرستاد كه شبانگاه بطريقى كه براى گرفتن وى فرستاده شده بود هجوم بردند و مردم بسيار از همراهان وى را بكشتند و آنچه را در اردوگاهشان بود به غنيمت گرفتند . و چنان بود كه رستم در جمادى الاول ، با مردم مرزها به آهنگ اندرونقس برون شده بود كه مىخواست او را نجات دهد . رستم از پس آن نبرد به قونيه رسيد . بطريقان خبر يافتند كه مسلمانان سوى آنها روانند و بازگشتند . اندرونقس پسر خويش را به نزد رستم فرستاد . رستم دبير خويش را با جمعى از درياييان [ 1 ] ( 135 فرستاد كه شب را در قلعه بسر بردند و چون صبح شد ، اندرونقس و همه كسانى از اسيران مسلمان كه با وى بودند و كسانى از آنها كه به نزد وى آمده بودند و نصرانيانى كه با راى وى همآهنگى داشتند
--> [ 1 ] كلمهء متن : بحريين .